
|
تاريخ خبر: بررسي عوامل مخرب رودخانههاي كشور(1) ماهيهاي آلوده بر سر سفرهها
![]() |
|
رودخانههاي ما گرياناند. اگر اکنون ميبينيم اندکي آب در آنها جاريست، آب واقعي نيست، اشك آنهاست که به حال خود و انسان نامهربان ميگريند. در دهه50 که در روزنامه اطلاعات سرپرستي گيلان، خبرنگار و کاريکاتوريست بودم خبري در سال 56 در شهر، سروصداي زيادي بپا کرد و آن آلودگيِ گوهررود از پسآب بيمارستان دولتي پورسينا بود که مرگ هزاران کوليماهي بيپناه را در پيداشت. و گمان ميکردم ديگر جلوي پسابها گرفته شده. ولي امروز كه پس از30 سال دوباره از رودخانهها مينويسم همچنان به گونهاي مستمر، پسآب صنعتي، شيرابه کشاورزي، زهرآب بيمارستانها و فاضلابهاي خانگي به رودخانهها ميريزند. يکي که در کوير گير کرده بود تعريف ميکرد که آب قمقمهاش ته کشيده بود و وي با کندن چاله و گذاشتن کاسه و کشيدن نايلون بر روي آن توانسته بود از اياز شبانگاهي تنها چند قطره آب خوردني به دست بياورد و صبح هنگام نوشيدن آن از شوق گريهاش گرفته بود و وي مبادا اشك شورش توي کاسه بچکد, آب را ننوشيده از خود دور کرده بود. آن وقت ما چهطور راضي و خوشنود هستيم که ميليونها متر مکعب فاضلاب توليد شده خود را در آب شيرين، زلال و پاک رودخانههامان بريزيم و ناراحتي هم نداشته باشيم که زيستگاه خود و ديگران را رو به نابودي ميبريم، از نان صياد فرودست ميکاهيم و ماهي آلوده، روانه سفرهاش ميکنيم. و به گفته دكتر عبدالرسول تلوري، آن وقت اداره آب ناچار است براي قابل مصرف کردن همين آب آلوده رودخانهها که پيشتر در ذات خود پاک و زلال بود، مبلغ هنگفتي را از جيب مردم هزينه کند. روياي دور خوآسپ، اولئوس، کوپرات، آگرادات و... آيا اين نامها را ميشناسيم؟ به احتمال زياد نه. اين نامها به ترتيب کرخه، کارون، دزفول، جراحي(آگراهي)... رودخانههاي کشور مايند که به معني اسب خوب، چاه رود، پل خوب و دادهآتش هستند. انگار «اسکندر مقدوني» در يورشهاي خود به ايران، ناگزير بود يکي پس از ديگري از رودخانههاي کشورمان بگذرد و از همين رو تاريخنگاران يونان و روم بر روي هريک از رودهاي سرزمين ايران نام نهادهاند و درباره آنها چيزهايي نوشتهاند. اين چند واژه را در اين جا آوردم که بگويم مبادا روزي رودخانههاي كشورمان از نامهربانيها از روي زمين ناپديد شوند و از آنها ديگر نامي هم در خاطرهها نماند؛ و اگر ماند، مانند خوآسپ، اولئوس، کوپرات، آگرادات... ندانيم که چه هستند، رودخانهاند يا چيزي خوردني يا شئاي ديگر. باور کنيد تنها ما چشم به ابرها ندوختهايم که باران ببارد، کوهها نيز هميشه منتظر باراناند، اما آنها دست روي دست نگذاشتهاند، بلکه خود به بارانآوري کمک ميرسانند. نمِ هواي بارانزايي را که به سويشان ميآيد، ميگيرند تا در پائيز و زمستان ابرها ببارند که رودخانههاي ما نخشکند؛ و کوهي چون زاگرس، بخشي از آب را درون شكافهاي آهكي خودنگه ميدارد و چشمهسارهاي فراواني پديد ميآورد که آب رودخانههامان را به ويژه در تابستان تأمين كند. حالا همين جا کمي درنگ کنيم و اين پرسش را از خود داشته باشيم که ما براي نخشکيدن رودخانهها چه کردهايم؟ کشاورز نيز زمزمه رود را بيش از هر زمزمهاي دوست دارد، چه با استفاده از آب اوست که كشتزارها و شاليزارهايش را به خوشه ميرساند, ولي همين کشاورز، حال به سبب آموزشهاي بد و ويرانگر، در استفاده زيادي از كودهاي شيميايي باعث ميشود تا «زهرآب» خارج شده از زمينهايش، رودخانهها را بيالايد. چه کسي است که نداند جاذبه طبيعي رودخانهها خوشايند هر گردشگري است و ميتوان با ايجاد امكانات در كنار رودها گردشگران را به کرانه اش کشاند و سبب رونق اقتصادي مردم منطقه شد. اما متأسفانه ريختن زباله، چشم انداز طبيعي رودخانهها را به زشتي کشانده و به رودهايي مانند سياهرودِ پيشتر زيباي قائم شهر، چهرهاي بخشيده که ديگر شبيه به رود نيست و به لايروبي و پاکيزهگي نياز دارد. كمبود آب يكي از موانع موجود در راه توسعه كشاورزي است، اين كمبود معمولاً با نباريدن پايدار باران، فزوني ميگيرد و به زندگي انسان و اكوسيستم طبيعي زيان زيادي وارد ميکند. براي نمونه منطقه سيستان، 140هزار اراضي قابل كشت دارد که رودخانه مرزي هيرمند، شاهرگ زندگيساز و يگانه منبع تأمين آباش است، به ويژه آن که كميِ بارندگي، اقليم خشک و فراخشك را در آنجا چيره کرده و وابستگي مردم را به هيرمند به اوج رسانده است. بر اساس يک گزارش زيستمحيطي از رودخانه «كر» استان فارس، «قرهسو» كرمانشاه «شفارود»، «زرجوب»گيلان، «رهسو» مازندران، «شاهرود» سمنان، «زاينده رود» اصفهان، «زرينرود» آذربايجان غربي، «تلخهرود»آذربايجان شرقي، «مند» و «هله» بوشهر و «اترك» خراسان به عنوان رودخانههاي بسيار آلوده نام برده ميشود. همچنين رودهاي «قرهچاي» همدان، «كارون» و «دز» خوزستان و «زنجان رود» رودخانههاي نيمهآلوده كشور هستند و از آنجايي که بستگيِ تنگاتنگي بين رودها و آبخوانها است، آلودگيهاي رودخانهها دامن کشيده و به آب دشت مغان, لنجان، اصفهان، خوزستان، شيراز، يزد، زاهدان، سيستان و بلوچستان، گرمسار، مجن و شاهرود نيز رسيده است. رودهاي آلاييده: 1- سفيدرود تخليه يك هزار و 840 تن نيترات، فسفات و دهها تن انواع حشرهکشها در سفيدرود موجب شده اين رودخانه از آلودهترين رودخانههاي ايران باشدکه به تنهايي بيش از پنج درصد بار آلودگي تخليه شده از سموم شيميايي کشاورزي را در سواحل شمالي به خود اختصاص داده است. بر اساس يک بررسي از 160 رودخانه مهم کشور، ميزان آلودگي 70 رودخانه بسيار زياد بوده که سفيدرود سرآمد اين رودخانههاست. به سخن ديگر افزايش آلايندههاي نفتي، ميکروبي و کشاورزي، تعادل زيستي رودخانه سفيدرود را به خطر انداخته است. اگر ما فکر ميکنيم همانجور که تالابهامان بيماري را به جان خود ميگيرند و مانع از راهيابي آن به دريا ميشوند، پس رودخانهها نيز چنين توانايي دارند، در اشتباهايم. رودخانهها به سبب محدويت و ژرفاي به نسبت کم، داراي ظرفيتِ خودپالاييِ اندکي هستند و چنانچه آلودگي ورودي به آنها بيش از اندازه پذيرش باشد مشکلات زيست محيطي در آن پايدار ميماند. در اين باره دکتر عبدالرسول تِلوَري، دانشيار پژوهشکده حفاظت خاک و آبخيزداري به نکته ريزي اشاره ميکند: «يکي از چيزهايي که هميشه ناگفته مانده اين است که آلودگيِ آب رود، به آلودهشدن عميق کف آن از فلزات سنگين ميانجامد که به سادگي قابل زدودن و پاک شدن نيست.» تلوري همچنين بر اين باور است که همه آبهايي که کشاورزان و روستانشينان گيلاني براي خوردن استفاده ميکنند آلوده به کود ازته و فسفر و نيترات بالا است که دستگاه گوارش انسان را درگير سرطان ميکند و حتي اثر ناهنجار خود را بر ژن انسان ميگذارد. حقيقت آن است که ساليانه يک هزار تن پسآب صنعتي و خانگي و انواع زبالههاي مديريت نشده روستايي و شهري، سفيدرود را به زبالهداني بدل کرده که با انتقال اين آلودگيها به درياي خزر، تباهيِ زيست محيطي هرروز بر گستره بيشتري دامن ميکشد. سفيدرود بزرگترين حوضه آبريز شمال کشور و يکي از گنجينههاي ميراث طبيعي است که هرروز به نابودي بيشتر نزديک ميشود. در حال حاضر اکوسيستم طبيعي سفيدرود دچار تغييرات زيادي شده که افزون بر خطر نابودي کامل اين رودخانه و گونههاي متنوع آبزيان موجود در آن، اقتصاد و معيشت هزاران انساني را که در کناره اين رود زندگي ميکنند و وابسته آناند نيز به سراشيب خطر انداخته است. دکتر تلوري در ادامه گفتگوي خود با اطلاعات ميگويد: بسياري از مردم شمالي وابستگي شديد به رودخانهها و دريا دارند. آنها هميشه نگرانند که راه ماهيها از دريا به رود سد نشود و ماهيها بتوانند بيايند و در بالادست شکمشان را به سنگهاي کف رود بمالند و تخم بريزند و دوباره به دريا برگردند. اين فرايند براي ما تنها مفهومي زيباشناسانه دارد ولي براي صياد معناي ادامه زندگيست. بنابراين با نيالودن و بندهاي انحرافي ايجاد نکردن، سدنزدن و بنانکردن پايههاي نامناسب زيرپل، به مهاجرت ماهيها کمک کنيم. بروز پديدههايي همچو تودههاي وسيع فيتوپلانکتوني که بدل به مشکلي در درياي خزر شده و سلامت دريا و زندگي ساکناناش را تهديد ميکند، بر ميگردد به ميزان شديد آلودگي آبهاي ورودي به اين دريا که حجم وسيعي از آن مربوط به سفيدرود است. اکنون گزارشهاي کاملي از وضعيت سفيدرود و موقعيت هشداردهنده آن و تأثيراتش بر درياي خزر وجود دارد که نشانگر ژرفاي فاجعه در اين منطقه است؛ و اما روشن نيست چرا با اين همه نشانه، براي نجاتاش برنامهاي بنيادي در دست نداريم. آلايندههايي که وارد آب سفيدرود ميشود سرشار از موادآلي و غيرآلياند و معمولاً باعث افزايش جمعيت باکتريها و آزولاهاي ويرانگر ميشود که توانا به برهم ريزيِ سيستم زيستگاهي و اکوسيستم رودخانهاي است. دکتر تلوري در اين مورد نگاهي به دوردست دارد و نگران حشرات و خزندگان است. ميگويد: ما افزون بر آلودهکردن رودخانههايي که در همه طول سال جارياند، رودهاي فصلي خود را نيز به مواد زائد خطرناک ميآلاييم. اين رودهاي فصليِ دو سه ماهه در پاييندست و در بيابانها زندگي ساز خرگوشها و موشها و سوسمارها و مارها و مارمولکها و قورباغههايي هستند که چشم به راه جاريشدن آناند که زندگي سالانهشان را با همين آب دوسه ماهه ادامه دهند. ولي ما بياعتنا به اين امر زندگي اين موجودات را با خودخواهي نديد ميگيريم. و وقتي ميگويم، دکتر زندگي موشها چه اهميتي دارد، وي ميافزايد: نگوييد اهميت ندارد، به هر رو اينها زيانزننده يا مفيد در چرخه زندگي اين جهان جاي دارند و بايد به فکرشان بود. افزايش جمعيت باکتري و جلبک، سبب کاهش اکسيژن محلول در آب سفيدرود شده و زمينه باليدن موجودات بيهوازي را که گازهاي سمي متان و هيدروژن سولفيد توليد ميکنند فراهم کرده که علاوه بر بوي تند و بد، مرگ تدريجي اين رودخانه را به همراه دارد. به سبب پرجمعيت بودن جلگه مرکزي گيلان و عبور سفيدرود از اين منطقه، اين رود داراي آلودگيهاي شديد صنعتي و شهري هم هست که متأسفانه بيتوجهي به اين اکوسيستم بيمانند، سبب نابودي بخش عظيمي از سفيدرود شده به گونهاي که هماکنون اين رود از يک اکوسيستم اکتيو به يک اکوسيستم غيرفعال تبديل شده است. کاهش ژرفاي آب در اين رودخانه از ديگر عواملي است که حيات سفيدرود را تهديد ميکند و کارشناسان علت اصلي آن را سد سفيدرود ميدانند که باعث تجمع رسوب در کف رودخانه شده است. سفيدرود که محلِ تخم گذاريِ گونههاي بيشمار آبيان درياي خزر به ويژه ماهيان خاوياري است داراي ارزشهاي قابل ملاحظه زيستمحيطيست که وضعيت کنونياش باعث از بين رفتن تخم و لارو اين آبزيان شده که پيامدش كاهش ِتعداد ماهيهاي درياي خزر است و نشانگر روزهاي تيره اين رودِ سفيد. هماکنون ميزان تخمريزي ماهيان در سفيدرود درحد قابل توجهي کاهش پيدا کرده و اين تهديدي براي آينده گونههاي نادر خزر به حساب ميآيد. از سوي ديگر تجمع مواد آلاينده به ويژه عناصر سنگين در بدن آبزيان به ويژه ماهيان بالغ، خطرات بسيار جدي براي انسان به همراه دارد و ميتواند باعث بروز بيماريهاي خطرناکي براي انسان شود. رودخانه سفيدرود با تأمين 80 درصد آب استان گيلان از جمله منابع آبي مهم گيلان به شمار ميرود که از خارج استان سرچشمه ميگيرد و آلودگي و دامنه تغييرات آن به هشت استان ديگر نيز ارتباط پيدا ميکند. ورود کودهاي شيميايي، آفتکشها و نيز زبالههاي صنعتي، خانگي و بيمارستاني به اين منبع آبي، افزون بر اين که تهديدي براي منابع آب استان گيلان به شمار ميرود به دليل سرعت گردش آلودگيها، طبيعت آسيب پذير اين استان را هم با چالشهاي زيادي روبه رو کرده است. اين آلودگيها تغيير ماهيت آب و تغيير فيزيکي، شيميايي و ميکروبي آب را به دنبال دارد و فلزاتي همچون جيوه، کروم و سرب موجود در آب سفيدرود از جمله خطرناکترين آلودهکنندهها بهشمار ميروند که پايداريشان سالها در محيط زيست به درازا ميکشد و موجودات زنده را رنج خواهد داد. در حال حاضر شرايط سفيدرود سياه و تيره است و تباهي، اين زيستبوم بيمانند را با تمام آثار اقتصادي و فرهنگي که براي مردمان اين منطقه دارد، تهديد ميکند، به ويژه آن که پيوستگيِ سفيدرود و درياي خزر بسيار زياد است و بازتاب همه مشکلات اين رودخانه را ميتوان در درياي خزر ديد. دکتر اسماعيل کهرم، استاد دانشگاه در گفتگوي خود با اطلاعات، نگاهها را تنگنظرانه ميخواند که تنها در انديشه استفاده نادرست از رودها هستند و توجه ندارند که بايد آب را براي پذيرايي از يکي از مهمانانمان يعني ماهي خاوياري پاك نگه داشت. وي در اين باره ميافزايد: تخريب رود يعني تخريب محيط طبيعي ماهيان خاوياري. رودهايي كه به داخل درياي خزر ميريزند اگر به سم دفع آفت نباتي، كود شيميايي و ضايعات صنعتي و خانگي آلوده باشند، خوشايند ماهي خاوياري نخواهد بود كه از سر عادت دوست دارد در رودخانههاي آب شيرين مانند سفيدرود، تخمريزي كند. اين آگاه محيط زيست همچنين درباره حفظ ماهيان خاوياري با توجه به تجربه موفق رفع آلودگي از رودهاي تايمز و راين در اروپا ادامه ميدهد: اگر ما بخواهيم ميتوانيم آلودگيِ رودخانههاي استانهاي گيلان و مازندران را از بين ببريم و دوباره زندگي را به اين رودها كه زيستگاه ماهي خاويار هم هست بازگردانيم. علي درويشي codex24x page05 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


